مرتضى راوندى
2
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وضع اجتماعى و اقتصادى عربستان مقارن ظهور اسلام نهضت عظيم اسلامى كه در چهارده قرن پيش ، يعنى در اوايل قرن هفتم ميلادى ، صورت وقوع يافت ، يك جنبش بيسابقه و ناگهانى نبود بلكه اين انقلاب و نهضت اجتماعى ، مانند ديگر جنبشها و انقلابات تاريخى بشر ، مولود علل و عوامل متعدد اقتصادى و اجتماعى بود و سالها قبل از آنكه محمد بن عبد اللّه ( ص ) مبارزات دلاورانهء خود را آغاز كند ، حنفا و جمعى از جوانان روشندل عرب و بعضى از زعماى قبيلهء قريش و ديگر قبايل ، در اثر فعاليتهاى اقتصادى و آمدورفت در بين اقوام مختلف و تحقيق در آراء و عقايد يهوديان و مسيحيان و زرتشتيان و ديگر اقوام ، به سستى معتقدات و خرافى بودن عقايد خود پى برده بودند ، و فكر تمركزطلبى و متحد كردن قبايل عرب و پرستش خدايى واحد و ايجاد امنيت و آرامش در محيط جزيرة العرب در مغز جوانان و ترقيخواهان عرب راه يافته بود . محمد بن عبد اللّه ، بنيانگذار نهضت اسلامى ، در شهر مكه در ميان قبيلهء قريش ، يعنى قبيلهء حاكم ، و زورمندان آن عصر تولد يافت . مكه بر سر راه تجارت يمن با شام نزديك بندر جده بود و با بازارهاى صنعا و عمان دادوستد داشت . همين موقعيت ترانزيتى و آمدورفت مردمى از مدنيتهاى گوناگون و برخورد ايدئولوژيها و مذاهب مختلف در تكامل عقايد جوانان عرب و رشد فكرى بازرگانان اثرى فراوان باقى گذاشت . دوستان و نزديكان و بستگان « محمد » اغلب مردمى روشنضمير و بيداردل بودند و در مذاكرات و گفتگوهايى كه با محمد داشتند ، غالبا از رواج معتقدات و عقايد و سنن زيانبخش در بين اعراب اظهار ملال مىنمودند . ابن اسحق روايت مىكند : « پيغمبر خود وقتى سخن از زيد بن عمرو بن نفيل در ميان بود ، نقل كرده است كه وى اولين كسى بود كه مرا از بتپرستى ملامت كرد و از عبادت بتان برحذر داشت . وقتى با زيد بن حارثه از سفر طائف بازمىآمديم ، بر اين زيد بن عمرو گذشتيم . . . پيش او نشستم و انبانى داشتم كه در آن از گوشتى كه براى بتان قربانى كرده بوديم ، چيزى بود . . . گوشت را پيش زيد بن عمرو نهادم و گفتم اى خال ، چيزى از آن تناول كن . گفت شايد اين از آن گوشتهاست كه به بتان تقديم مىكنند ؟ چون گفتم كه چنين است ، گفت اى خواهرزاده اگر از دختران عبد المطلب پرسيده بودى ، به تو مىگفتند كه من هيچگاه از اين قربانيها چيزى نمىخورم و بدين گوشت هيچ حاجت ندارم . آنگاه مرا از بتپرستى ملامت كرد و گفت ، اين